الملا فتح الله الكاشاني

61

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

بجهة كذب آلِهَةً خدايان را يعنى بتان كه بزعم شما خدايانند دُونَ اللَّهِ بجز از خداى تُرِيدُونَ اراده ميكنيد و مراد خود از ايشان ميطلبيد . فَما ظَنُّكُمْ پس چيست گمان شما بِرَبِّ الْعالَمِينَ بپروردگار عالميان يعنى چونكه سزاوار عبادت اوست نه غير او زيرا كه كسى كه آفريدگار عالميانست مستحق آنست كه او را پرستش كنند نه غير او را پس چيست مظنهء شما كه ترك پرستش مستحق عبادت كرده بپرستش بتان قيام و اقدام مينمائيد يا ايشانرا شريك او ميسازيد آيا از عذاب او ايمنيد و هيچ انديشه نميكنيد از آنكه كسى كه شما را آفريده باشد و شما او را گذاشته غير او را پرستش كنيد او شما را معذب گرداند و يا معنى آنست كه پروردگار خود را بر چه صفت و از چه جنس گمان ميبريد تا او را مانند اين بتان ميكنيد و ايشانرا شريك او ميگردانيد ايشان چون از اين جهة ملزم شدند اصلا به آن التفات نكردند و گفتند كه فردا عيد ماست و بصحرا خواهيم رفت و امروز طعامهاى رنگارنگ ميپزيم و بر حوالى بتان ميگذاريم تا فردا كه از صحرا بازگرديم و به بتخانه درآييم و آن طعامها را برسم تبرك و تيمن قسمت نمائيم تو فردا رفيق ما باش و مجمع ما را تفرجى نما و از آنجا با ما به بتخانه درآى تا تجمل و تزئين بتان و صورت و اشكال ايشان را نظر كنى و ما ميدانيم كه بعد از تماشا ديگر ملامة ما نخواهى كرد و ما را در پرستش ايشان معاف خواهى داشت ابراهيم عليه السلام بعد از استماع اينكلام هيچ جواب نگفت روز ديگر عم و ياران او گفتند اى ابراهيم بيا تا بصحرا رويم . فَنَظَرَ پس در نگريست ابراهيم عليه السلام نَظْرَةً فِي النُّجُومِ نگريستى بستارگان نه بطريق استخراج احكام نجوم از آن زيرا كه اهل تنجيم اهل ضلالند چنان كه حديث المنجم كالكاهن و الكاهن كالكافر و الكافر فى النار دلالت مىكند بر آن بلكه منشاء نظر كردن او بنجوم آن بود كه آن تب لرز داشت و چون ستارهائى كه نشان كرده بود بموضع معين رسيدندى او را نوبت تب رسيدى و اين هنگام كه او را بصحرا ميخواندند به آن ستارها نظر كرد نزديك به آن موضع معين رسيده بودند . فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ پس گفت بدرستى كه من بيمارم يعنى بيمار خواهم شد و نوبت تب مرا خواهد گرفت يا آنكه قوم او از اهل تنجيم بودند ابراهيم عليه السلام در مواقع صعود و هبوط و مقارنهء ستارها نگاه كرد بعد از آن گفت انى سقيم و مقصود او اين بود كه من بواسطهء كفر و عناد شما تنگ دلم و پريشان خاطر و ايشان توهم كردند كه در علم نجوم يافت كه بيمار مىشود مرويستكه چون قوم ابراهيم عليه السلام لفظ انى سقيم از او شنيدند تصور مرض طاعون كردند چه اين مرض در ميان ايشان عارض شده بود و بسيار از آن ميترسيدند .